گروه فرهنگی سراج24- سمیه تاهباز: فیلم رگ خواب چهارمین اثر حمید نعمت الله است که با زبانی جدی و تلخ معضلات یک زن در دوران پس از جدایی را به تصویر می کشد.
این اثر نعمت الله یک داستان یک خطی اما با ساختار و معنایی پیوسته است که با روایتی روان وریتمی منظم مخاطب را از همان ابتدا کاملا شیرفهم می کند که شخصیت اول فیلم در چه برهه حساسی از زندگی خویش است و اتفاقات بعد از طلاق محوری است که به آن پرداخته می شود.
رگ خواب روایت اضمحلال زن مطلقه ای است که در کشاکش مبارزه با مشکلات و رویارویی با آدم هایی که در زندگی با آن ها مواجه است هربار تکه ای از غرور و عزت نفسش را می بازد. زنی که از فرط بی پناهی و به دلیل فقدان تکیه گاهی عاطفی در زندگی ، خودش را به دامان رابطه ای موقت و البته بی سرانجام می اندازد و تاوان سنگینی بابتش می پردازد.
گرچه حرف فیلم از جنس موضوع زنان و معضلات آن هاست اما هیچ گاه در چاه فمنیسم نمیفتد. در"رگ خواب"نعمت الله، ورود به عوالم زنانه و پرداختن به برخی جزئیات رفتاری و شخصیت زنان با توجه به فیلمنامه معصومه بیات به بهترین شکل آن صورت گرفته و نمایی نزدیک و مشابه و مشترک از زنان جامعه را ارائه می دهد که کاملا ملموس و واقعی است.
در این فیلم نه شادی ها و خوشی ها اغراق شده و بزرگ تر از لباس واقعیت است و نه عجز و درماندگی های شخصیت زن در انتهای فیلم خیالی و دور از حقیقت .
داستان فیلم به صورت تک گویی درونی(نریشن) مینا شخصیت اصلی زن روایت می شود. او واگویه های ذهنی خود را برای پدری می گوید که سال هاست به گفته خودش او را تنها در باجه بلیط فروشی اتوبوس و از پشت پنجره می بیند و حتی در همین شرایط دشوار نیز حاضر نیست سختی های خود را به پدرش بروز دهد و سعی می کند او را از همه اتفاقات ناگوار زندگی شخصی اش دور نگه دارد.
"رگ خواب"تصویرگر زنی است که به دنبال بازیابی اعتماد به نفس خویش و ساختن زندگی جدیدی است که بتواند به او استقلال بخشد و هویت از دست رفته اش را به او بازگرداند. او در تلاش است روی پای خود بایستد تا بتواند بر مشکلات خود فائق آید و در گیر و دار رسیدن به این هدف نا خواسته در چاه رابطه ای تاریک گرفتار می شود.
ارتباطی که در ابتدا با توجه و حمایت های مردی موجه با ظاهری مهربان و دلسوزآغاز می شود و در مدت زمان کمی جدی تر می شود. فیلمساز حتی برای اشاره به این شتاب زدگی در ایجاد ارتباط میان دو نفر محل آشنایی آن ها را یک رستوران فست فود قرار داده تا مخاطب در یک تداعی ذهنی مفهوم و سرانجام این گونه روابط مضر را دریابد.
ایجاد یک فضای عاشقانه در قسمت های ابتدایی فیلم با نشان دادن توجه و محبت های مرد (کامران) به زن (مینا)و جدی گرفتن علائق او و حمایت های زیادش از وی همراهی و همذات پنداری مخاطب را به دنبال دارد.
نعمت الله به واسطه نوع روایتش به خوبی توانسته حس آرامش ایجاد شده در زندگی زن را در ابتدای این رابطه به مخاطب منتقل کند و از سوی دیگر با چرخشی سریع این حس مطلوب را به حالت اضطرار تبدیل کند و لبخند رضایت مخاطب را بر لب بخشکاند.
او در ابتدا فضا و اتمسفر مثبتی از وجود شخصیت مرد در فیلم ایجاد می کند و در یک تعلیق ناگهانی همه را به تحیر و نا امیدی می رساند.
فراز رابطه عاطفی شخصیت ها و به دنبال آن فرود ناگهانی وافول این احساسات در فیلم به خوبی نشان داده شده و در این داستان تلخ شخصیت زن تنها کسی است که رابطه عاطفی و این علاقه را جدی گرفته تا جایی که حتی با وجود تحقیر شدن در این ارتباط از فرط عجز و بی پناهی همچنان به این روال ادامه می دهد.
فیلمساز در روایتی متفاوت و در سیری مشخص روند فنا شدن یک زن را در طول رابطه ای نامطمئن به تصویر می کشد و به گونه ای این کار را می کند که مخاطب در نهایت به جای تصویر زن ابتدای فیلم که علیرغم جدایی پر از انگیزه و شور و هیجان بود با زنی روبرو می شود که پژمرده، منزوی،پر از ترس و خالی از هرگونه عزت نفسی است.
سرنوشت زن به مرور به سمت فاجعه اسف باری می رود،فرزندش سقط می شود،آبرویش نزد مردم مخدوش می شود و دار و ندارش را از دست می دهد تا جایی که پای او به گرمخانه شهرداری هم باز می شود.
در "رگ خواب" تصویر استیصال یک زن مطلقه در جامعه با بازی خوب لیلا حاتمی و نوع روایت نعمت الله به خوبی درآمده است . مینا در سکانس پایانی و برسرمزار پدرش در حالی که رگ خواب زندگی رایافته تصمیم می گیرد دوباره زندگی را شروع کند و بجای اینکه در مواجهه با مشکلات و معضلات چشمانش را ببندد و بخوابد ، بیدار بماند و همین حرف آخر است که کورسوی امیدی برای مخاطب باز می کند و کمی از تلخی فیلم را می کاهد.



